
بی معرفت شدم!میخوام طعم بی معرفتی رو بچشم!مثل لیموشیرینیه ک بعد از ی مدت از دهن میوفته!این روزا حالم درست و حسابی نیست.یه موقع خوبم یه موقع بد. زیاد نمیتونم تشخیص بدم ک چمه ولی ازبعد از ی جریاناتی تنهایی رو بیشترازهرچیزی دوست دارم.سدنا واسه همینه ک انقد توی لاکم فرورفتم!اینجا هوا خیلی بهتره!درسته ک ی کم اذیتم میکنه ولی تحملش راحت تره! دلم میخواد با هیچ کس دوست نباشم!عزلت نشینی رو بیشتر از دروغ دوس...
ادامه مطلب